عنوان<تحقیق در مورد معني دعاي كميل 7ص >

تحقیق در مورد معنی دعای کمیل 7ص ,معنی دعای کمیل 7ص,دانلود تحقیق در مورد معنی دعای کمیل 7ص ,معنی,دعای,کمیل,7ص تحقیق در مورد معني دعاي كميل 7ص هم اکنون فایل با مشخصه ی تحقیق در مورد معني دعاي كميل 7ص . وارد وب شده اید برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل : .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : 10 صفحه

قسمتی از متن .doc :

معني دعاي كميل

خدايا از تو درخواست مي كنم به آن رحمت بي انتهايت كه همه موجودات را فراگرفته است و به توانائي بي حدت كه بر همه چيز مسلط و قاهر است و همه اشياء مطيع اوست و تمام عزت ها در مقابلش ذليل است و به بزرگيت كه سراسر عالم را محشون كرده است و به پادشاهيت كه بر تمام قواي عالم برتري دارد و به ذات پاكت كه پس از فناي همه موجودات باقي، ابدي است و به نام هاي مباركت كه در همه اركان تجلي كرده است و به علمت كه بر تمام موجودات محيط است و به نور تجلي ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است، اي نور حقيقي و اي منزه از توصيف، اي پيش از همه سلسله و اي بعد از همه موجودات پسين.

خدايا، ببخش آن گناهاني كه پرده عصمتم را مي درد، خداي، ببخش، آن گناهاني كه بر من كيفر عذاب نازل مي كند، خداي، ببخش، آن گناهاني را كه در نعمتت را به روي من مي بندد، خداي، ببخش ، آن گناهاني را كه مانع قبول دعاهايم مي شود، خدايا، ببخش آن گناهاني را كه بر من بلا مي فرستد.

خدايا، هر گناهي كه مرتكب شده ام و هر خطائي كه از من سرزده همه را ببخش . اي خدا، من با ياد تو به سوي تو تقرب مي جويم و تو را سوي تو شفيع مي آورم و از درگاه وجود و كرمت مسئلت مي خواهم كه مرا به مقام قرب خود نزديك سازي و شكر و سپاست را به من بياموزي و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كني.

خدايا، از تو مسئلت مي خواهم با سوالي از روي خضوع و ذلت و خشوع كه كاربر من آسان گير و به حالم ترحم كني و مرا به قسمت مقدر خود خشنود و قانع سازي و در هر حال مرا متواضع گرداني.

خدايا، من از تو مانند سائلي درخواست مي كنم كه در شدت فقر و بيچارگي باشد و تنها به درگاه تو در سختي هاي عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدي كه حضور توست باشد.

اي خدا پادشاهي تو بسيار با عظمت است و مقامت بسي بلند است و فكر و تدبيرت در امور پنهان است و فرمانت در جهان هويدا است و سطوت و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسي از قلمرو حكومت تو فرار نتوان كرد.

خدايا، من كسي را كه گناهانم را ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي بدم به كار نيك بدل كند، جز تو نمي يابم، خدايي جز تو نيست اي ذات پاك و منزه و ستايش مخصوص توست، و من به عصيان بر خود ستم كردم و از ناداني بر نافرماني تو جرات يافتم و دلم آرام و خاطرم آسوده به اين بود كه هميشه مرا ياد كردي و بر من لطف و احسان فرمودي.

اي خداي اي مولاي من، چه بسيار كارهاي زشتم مستور كردي و چه بسيار بلاهاي سخت از من دور بگردانيدي و چه بسيار از لغزش ها كه مرا نگاه داشتي و چه بسيار مكروه و ناپسند ها كه از من دور كردي و چه بسيار ثناي نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبان ها منتشر ساختي .اي خدا، غمي بزرگ در دل دارم و حالي بسيار ناخوش و اعمالي نارسا.

زنجيرهاي علايق مرا در بند كشيده و آرزوهاي دور و دراز دنيوي از هر سودي مرا بازداشته و دنيا به خدعه و غرور و نفس به جنايت مرا فريب داده است. اي خداي بزرگ و سيد من، به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و اعمال زشت من دعاي مرا از اجابتت منع نكند و به قبايح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهي مرا مفتضح و رسوا نگرداني و بر آنچه از اعمال بد و ناشايسته در خلوت به جا آورده ام و تقصير و ناداني و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده ام زود مرا به عقوبت مگير.

اي خدا، به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رافت و رحمت فرما و در جميع امور, عطوفت و مهرباني كن. اي خدا, اي پروردگار، جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به حالم از لطف توجه كند، اين خدا، اي مولاي من، تو بر من حكم و دستوري مقرر فرمودي و من در آن به نافرماني وپيرو هواي نفس گرديدم و خود را از وسوسه دشمن كه معصيت ها را در نظرم جلوه گر ساخته و فريبم داد، خود را حفظ نكردم و قضاي آسماني نيز مساعدت كرد تا آنكه من در اين رفتار از بعضي حدود و احكامت قدم بيرون نهادم و در بعضي اوامرت راه مخالفت پيمودم ، حال در تمام اين امور، تو را ستايش مي كنم.

و حال آنكه مدت آن عذاب طولاني است و زيست در آن هميشگي است و هيچ بر اهل عذاب در آن جا تخفيفي نيست، چنانچه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست كه هيچكس از اهل آسمان و زمين تاب و طاقت آن را ندارد.

اي سيد من ، پس من بنده ناتوان و ذليل و حقير و فقير و دورمانده تو چگونه تاب آن عذاب را دارم؟ اي خداي من اي پروردگار من و سيد و مولاي من ، از كدامين سختي هاي امورم به سوي تو شكايت كنم؟ و از كدام يك به درگاهت بنالم و گريه كنم؟

از دردناكي عذاب آخرت بنالم يا از طول مدت آن بلاي سخت زاري كنم؟ پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت مغرب گرداني و با اهل عذابت همراه كني و از جمع د وستان و خاصانت جداسازي در آن حال در آتش عذاب تو قرار گيرم.

اي خداي من و سيد و مولاي من و پروردگار من ، صبوري كنم؟ چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم، چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد يا چگونه در آتش دوزخ آرام گيرم با اين اميدواري كه به عفوت دارم، باري به عزتت اي سيد و مولاي من به راستي سوگند مي خورم كه اگر مرا با زبان گويا گذاري من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همي كنم و بسي فرياد مي زنم و مانند آنكه عزيزي گم كرده بر تو زار زار مي گريم و به صداي بلند تو را مي خوانم ، كه اي ياور اهل ايمان و اي منتهاي آرزوي عارفان و اي فرياد رس فرياد خواهان و اي دوست دل هاي راستگويان و اي خداي عالميان .

آيا درباره تو اي خداي منزه وستوده صفات، گمان مي توان كرد كه بشنوي در آتش فرياد بنده مسلمي را كه به نافرماني در دوزخ زنداني شده و سختي عذابت را به كيفر گناه مي چشد و ميان طبقات جهنم به جرم و عصيان محبوس گرديده و ناله اش با چشم انتظار و اميدواري به رحمت به سوي تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مي خواند و به ربوبيت تو متوسل مي شود باز چگونه